آی غم !
ای جاودانه٬ ای همیشه٬ ای مدام !
بمان و ویرانم کن٬ خرابم کن٬ بسوزان ...
آی غم !
تا تو هستی و در زمان جولان می دهی !
من هم هستم !
خوش آن روزی که تو هستی و من نیستم ...!
آی غم !
ای جلا دهنده٬ ای درخشان٬ ای پناه !
ای آسمان٬ ای دریا٬ ای نگاه !
تمام کن مرا ...
بمیران مرا ...!
دلتون دریا ...
یا علی
شتاب مکن
که ابر بر خانه ات ببارد
و عشق
در تکه ای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط می کند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف می کند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق می شکند و می میرد...!
دلتون دریا ...
یا علی

کاش سرم را بردارم
و براي هفته اي در گنجه اي بگذارم و قفل کنم
در تاريکي يک گنجه خالي ...
روي شانه هايم
جاي سرم چناري بکارم
و براي هفته اي در سايه اش آرام گيرم ...
دلتون دریا ...
یا علی

هميشه شايعه و انعکاس هاي هميشه
شيوع پچ پچه ها و تماس هاي هميشه
دلي شکنجه شد و غرق خون به گوشه اي افتاد
دوباره سينه به سينه هراسهاي هميشه
نديدي؟! يکي هم در اين محله هم اينک
شبيه سازي مرگ و قياس هاي هميشه
چه سوژه اي ، چه نگاهي! چه حس زاويه داري
و خلق يک اثر و اقتباس هاي هميشه
کسي به تسليتم يک دقيقه لال نشد !!!
چقدر بي کسم اي سرشناس هاي هميشه ...!
دلتون دریا
یا علی

به جز حضور تو
هیچ چیز این جهان بیکرانه را
جدی نگرفته ام
حتی عشق را ...!
دلتون دریا...
یا علی